بنظرم همان قدر Ú©Ù‡ Ùیلم مدیری با یک سریال خوب Ùاصله داره همان قدر هم نوشته ÛŒ شما با “نقد†Ùاصله داره…ابتدایی ترین نکته، منصÙانه نوشتن،بدون دیدگاه های شخصی Ùˆ غیره هست…من هم مثل شما امیدوارم…امیدوارم هم Ùیلم هامون Ùیلم باشه هم نقد هامون نقد.
این خیلی تØقیر آمیزه Ú©Ù‡ شما زیر بار بدتر شدن میرید تا به زعم خودتون ØرÙتون تایید بشه
ضمن اینکه با آزاد شدن مغز این ربات ها (یا بهتر بگیم انسان های دنیا دوم) اون ها خدایان رو هم پشت سر میگذارند و قدرت پردازش
القصه اینکه این سریال برای دو قشر ساخته شده قشر اول اونی Ú©Ù‡ کاملا تکامل Ùˆ اتÙاق رو قبول داره Ùˆ قشر دوم برای کسانی با باور های دینی Ùˆ خدایی دارند Ùˆ هر دو رو میخواد بیراهه ببره
اما به طور ناخودآگاه وارد مسیری Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ زندگی او از این رو به آن رو Ù…ÛŒ شود. او وارد اختلاس Ùˆ پول شویی Ù…ÛŒ شود Ùˆ صاØب شیک ترین ویلاها Ùˆ ماشین ها Ù…ÛŒ شود Ùˆ … نقش اصلی این Ùیلم را Ùرهاد اصلانی بازی Ù…ÛŒ کند.
اون اشاره رو در قسمت «بررسی هشت قسمت اول٠سریال» بخونید
قصد تØلیل تک تک صØنه‌ها را تا به اینجای بررسی نداشته‌ام اما یک دانلود سریال صØنه در آن هست Ú©Ù‡ بد نیست به صورت جزیی به آن پرداخته شود. در صØنه ای از سریال کامروا خطاب به هوشنگ می‌گوید: «قبلا شراÙتت زیرنویس سریال پخش Ùˆ پلا بود الان هدÙمند شده». این دیالوگ از معدود دیالوگ‌های بامزه Ùˆ مهم٠سریال است Ú©Ù‡ تلخی خوبی هم در آن نهÙته است.
وقتی سریال رو نگاه Ù…ÛŒ کنی، Øس خوبی بهت دست نمی ده. امیدوارم همینطوری ادامه بدین.
سرکار خانم سهیلی از خواندن نقد زیبای شما بسیار لذت بردم.
به نظرم ارزش خوندن رو داشت. اعتقاد دارم هر Ùیلم یا سریالی رو Ù…ÛŒ بینی، باید نقد اثر رو هم بخونیم.
همینکه درباره سریال چنین نکته مهمی رو قبول کنید برام کاÙیه دوست من، نظرتون هم درباره نقد برام Ù…Øترمه
سوم , هوشنگ شراÙت باید چکاره میبود تا به کسی برنخوره ØŸ معلم , کارمند , دکتر , نظاÙتچی , کارگر , Ú†Ù‡ Ùرقی میکنه Ú©Ù‡ شما… ادامه مطلب »
در واقع این ناچاری با اجرایی نه چندان باورپذیر همراه بود Ùˆ جا داشت Ú©Ù‡ معلم٠دست پاک٠ما Ú©Ù‡ جد بر جد شراÙت را به هر چیزی ØªØ±Ø¬ÛŒØ Ø¯Ø§Ø¯Ù‡â€ŒØ§Ù†Ø¯ØŒ تا مرز مجبور شدن واقعی پیش برود Ùˆ بعد تن به تقلب دهد. بگذریم.
در قسمت دوم در یک شب عروسی اتÙاق Ù…ÛŒ اÙتد Ú©Ù‡ کاوه لباس دامادی برتن کرده Ùˆ در قسمتی دیگر هم به عشقش یعنی همتا زل Ù…ÛŒ زند Ùˆ کتایون ناگهان به پیش کاوه Ù…ÛŒ آید Ùˆ از او درخواست Ù…ÛŒ کند Ú©Ù‡ لبخند زنان پیش روی مهمانان Øاضر شود.